Tuesday, 22 September 2009
متن نامه آقاي مهندس ميرحسين موسوي :بسم الله الرحمن الرحيم مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى منتظرى (دام ظله) با سلام ; پيرو حوادث چند ماهه اخير بيانيه ضميمه از سوى اينجانب صادر شده است . احساس نيازى كه همواره براى همفكرى و همكارى با مرجعيت گرانقدر و روحانيت متعهد وجود دارد مرا تشويق كرد تا نسخه اى از آن را جهت اخذ راهنمايى تقديم كنم . اولين هدف در اين بيانيه آن است كه اگر خشم و نارضايتى در مردم به وجود آمده است آنان تصور نكنند كه اين احساسات منفى انباشته شده در ضميرشان متوجه دين است . اين رسالتى است كه به نظر مىرسد بر عهده تمامى كسانى كه اسلام بر آنان حق حيات دارد و در رأس آنان روحانيت اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف ، على الخصوص جوانان كه اينك اكثريت جامعه ما را نيز شكل مىدهند ميان برداشت هاى نادرست ، گزينشى و سطحى از دين و حقيقت آن اشتباه كنند و بر اثر هيجان هاى عاطفى از اسلام فاصله بگيرند. رسانه هاى دولتى اصرار دارند كه ما را مسبب و محرك حوادث اين چند ماهه معرفى كنند، حال آن كه رفتارهاى مسئولان كشور نه فقط در انتخابات ، بلكه از سال ها پيش هيمه هايى را انباشته بود كه با خطاهاى اين ايام شعله ور شد و با باد نخوتى كه بر آن دميدند ابعاد اين آتش روز به روز توسعه پيدا كرد. اينجانب قطعا حق را به مردمى مىدهم كه با برخوردهاى غيراسلامى ، غيرقانونى و غيرمنصفانه حقوقشان پايمال شده است ; و با استناد به مدارك غيرقابل انكار بدون ترديد اعتقاد دارم كه در انتخابات تقلب هاى سازمان يافته و وسيع رخ داده است . در عين حال اگر در موجى كه از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل كشور و اصل نظام نمى كردم ، برايم سخت نبود كه بيست سال ديگر سكوت كنم . اما اين گونه نبود و نيست كه مردم با سكوت يا سازش يك نفر دست از حركت خود بردارند، بلكه پس از مدت كوتاهى بلاتكليفى به زودى اين حركت از نو و با شكلى كور و در حالى كه به هيچ يك از دلبستگان به نظام اعتماد نداشت آغاز مىشد، و چه بسا ديگرانى كه براى اين كشور و ملت خواب هاى ناگوار ديده اند در هدايت آن به سوى منافع و مطامع خود طمع مىكردند. هدف ديگر از اين بيانيه و نيز بيانيه ها و حركات قبلى اين است كه تكاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشكنى هاى خطرناك نيفتد. اين خطرى است كه اگر محقق شود به راحتى مىتواند از ايران افغانستان و عراقى ديگر بسازد. ما نمى توانيم براى خوش آمد كسانى كه نمى توانند اين خطر را ببينند وظيفه خود را در پيشگيرى از آن فراموش كنيم ، كما اين كه نمى توانيم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته هاى به حق مردم و بازگو كردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى براى آرامش داشته باشيم . مرحوم ملا محسن فيض كاشانى در رساله الفت نامه غايت اكثر تكاليف شرعيه را حصول محبت و الفت اجتماعى ذكر مىكند. نتيجه اى كه از اين محبت و الفت ناشى خواهد شد همان چيزى است كه در علوم جديد از آن با عنوان شبكه هاى اجتماعى نام مىبرند، به عنوان راهى براى مهار حكومت و بازداشتن آن از تكرار خطاهايش ، و به مثابه روشى كه به سرزندگى اجتماعى بينجامد و بسترى كه توان ها و عواطف به هيجان آمده را در بستر خود جاى دهد و از سرريزهاى تخريب كننده آن جلوگيرى كند، تقويت شبكه هاى اجتماعى در اين بيانيه توصيه شده است . اين پيشنهاد مىتوانست بنا بر آن چيزى كه فيض مىفرمايد رونويسى از نسخه اسلام تلقى شود، اگر چه كسانى كه در بى انصافى مبالغه مىكنند آن را رونويسى از نسخه سيا خوانده اند. و سرانجام در اين بيانيه راهكارهايى براى برون رفت از بحران فعلى ارائه شده است كه اميدوارم مورد اعتنا قرار گيرند. 1388/6/21 با احترام - مير حسين موسوى [/color]پاسخ آيت الله العظمي منتظري :بسم الله الرحمن الرحيم جناب آقاى مهندس ميرحسين موسوى دامت توفيقاته پس از سلام و تحيت ; نامه مورخ 1388/6/21 جنابعالى همراه با ضميمه آن واصل و ملاحظه گرديد. شخصيت جنابعالى و تعهدتان نسبت به ارزشهاى دينى و اخلاقى و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در دوران جنگ تحميلى و حمايت هاى مكرر مرحوم امام خمينى (ره ) از شما براى همگان روشن است . در جريان انتخابات رياست جمهورى اخير و وقايع و فجايع بعد از آن كه شما مورد توجه اقشار وسيعى از مردم و نخبگان قرار گرفتيد، در حقيقت از آزمايش و ابتلاء بزرگى در پيشگاه خداوند متعال و در مقابل مردم آگاه ، سربلند بيرون آمديد; و تاكنون در حد امكان و توان خويش از حقوق تضييع شده مردمى كه با شركت در انتخابات رياست جمهورى افتخار بزرگى را براى كشور آفريدند دفاع نموديد، كه جاى بسى تقدير و تشكر دارد. امور پيشنهادى ضميمه نامه جنابعالى كه در حقيقت تقويت و فعال نمودن شبكه هاى اجتماعى و نهادهاى مردمى است ، امورى معقول و سنجيده و مطابق مقتضاى حال و شرايط كشور، و نيز مطابق دستور قرآن است كه مىفرمايد: (يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا...)، (سوره آل عمران ، آيه 200); اگر با انصاف و به دور از تنگ نظرى مورد بررسى قرار گيرد و آنها را عملى سازند و جو پليسى و بگير و ببند كنونى خاتمه يابد، مىتواند راه مفيد و موثرى براى برون رفت از بحران كنونى - كه در اثر قدرت طلبى و خودخواهى و غرور و ندانم كارى ها دامنگير جمهورى اسلامى شده است - باشد و سنگ بناى تحولى مثبت در جهت اصلاح نظام و حفظ آن از خطر فروپاشى و انشقاق و پراكندگى صفوف ملت گردد. البته توجه داريد راه اصلاحى مذكور كه شما در جهت دفاع از حقوق مردم و نجات جمهورى اسلامى از اين بحران بزرگ انتخاب كرده ايد بس دشوار بوده و در معرض فشارها و تهديدهاى بسيارى از ناحيه كسانى است كه اين بحران را ايجاد كرده اند. مطمئن باشيد كه با اتحاد و صبر و استقامت ، خداوند بنا بر وعده خود، راههاى هدايت براى پيروزى را به مردم عزيز عنايت مىفرمايد. (والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين )، (سوره عنكبوت ، آيه 69); و از طرفى استقامت در اين راه الهى ، انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ايمنى و نداشتن ترس و اندوه مىسازد. (ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ان لاتخافوا و لاتحزنوا...)، (سوره فصلت ، آيه 30). متأسفانه بعد از انتخابات ، عده اى از نخبگان و فعالان سياسى و مطبوعاتى بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون براى اعتراف گيرى هاى غير حقيقى و دروغين مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضى آنان از رسانه هاى عمومى پخش گرديد، و اين مسلم و بديهى است كه اقرار شخص بر عليه شخص ديگرى در چنين شرايطى معتبر و مسموع نيست ; بلكه آنچه بيشتر مورد تأكيد روايات مستفيضه مىباشد اين است كه حتى اقرار شخص بر عليه خودش در زير هر گونه فشار و شكنجه اعم از تهديد، تجريد، حبس ، ترس و مانند آن اعتبارى نداشته و مسموع نمى باشد. (وسايل الشيعة ، جلد 18، صفحه 497 و 498; و دراسات فى ولاية الفقيه ، جلد دوم ، صفحه 37. و اجتهاد در مقابل نص اين روايات ، صحيح نيست ; و نظردادن در مقابل آنها بدعتى واضح است ، و اصل "اقرار العقلاء على انفسهم جايز" فقط در شرايط عادى و بدون اعمال زور و فشار نافذ است . علاوه بر اين ، در اصل سى و هشتم قانون اساسى آمده است : "هر گونه شكنجه براى گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به شهادت ، اقرار و يا سوگند مجاز نيست ; و چنين شهادت و اقرار و سوگندى فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مىشود." طبق عموم و اطلاق اين اصل ، هر گونه شكنجه اى براى اعتراف گيرى و كسب اطلاعات مجازات دارد، و اقرارها و اعترافات گرفته شده از اين طريق نيز ارزش و اعتبارى ندارد. روشن است كه حبس در سلول انفرادى بويژه در دراز مدت كه متهم را زير فشار وادار به اعتراف مىكند از مصاديق بارز شكنجه است ; و با اعمال فشار و شكنجه ، مخصوصا به شكل وحشتناكى كه در دوره اخير انجام شده و شرايط غيرعادى كه در پى آن وجود دارد، اعترافات متهم حتى بر عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست ; حتى اگر متهم بارها در آن شرايط و از طريق مصاحبه و ميزگرد اعتراف و اعلام كند كه خطا كرده و مرتكب اشتباه و جرم شده است ، اعترافات مكرر با وجود آن شرايط در بى اعتبار بودن ، حكم همان اعتراف اوليه را دارد. همچنين در اصل سى و نهم قانون اساسى آمده است : "هتك حرمت و حيثيت كسى كه به حكم قانون دستگير، بازداشت ، زندانى يا تبعيد شده به هر صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات است ." حال چگونه شده است كه افراد سرشناسى كه سالها براى اين نظام خدمت كرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار، در معرض ديد ميليونها نفر مورد هتك حرمت و حيثيت قرار گرفته اند ولى هيچ كس در قبال اين مسأله نه تنها مجازات نمى شود بلكه مورد تأييد و تشويق قرار گرفته و اعترافات نيز معتبر شمرده مىشود؟! آنچه در اين خصوص مشكل را بيشتر كرده و اعترافات را بى اعتبارتر مىكند اين است كه در سيستم قضايى كنونى كشور، مدعى و طرف دعوا در مقابل متهمان سياسى كه جريان فكرى مقابل حاكميت هستند، خود اعتراف گيران و محاكم قضايى وابسته به حاكميت است ; و نزد هيچ عقل سليمى در هيچ كجاى جهان ، اين گونه اعترافات و نيز حكم و داورى متعاقب آن ، كمترين ارزش حقوقى و قضايى را ندارد; چون در چنين محكمه اى مدعى و قاضى يكى است و فلسفه وجود هيأت منصفه كه در اصل 168 قانون اساسى آمده است همين است ، كه متأسفانه به اين اصل هم مانند بسيارى از اصول قانون اساسى بى توجهى شده و به آن عمل نمى شود. اقدامات اخير حاكميت و دادگاههاى نمايشى آن علاوه بر اين كه خلاف شرع و خلاف مصالح كشور و اسلاميت و جمهوريت نظام و از بدعت هاى بارز مىباشد، برخلاف مصلحت دنيوى خود حاكمان كه مىخواهند حكومت و رياست كنند نيز مىباشد. حاكميت اگر به جاى سركوب مردم و ايجاد فجايع اخير، عقل و شعور سياسى را حكم قرار داده و به تذكرات بعضى از بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و يك هيأت بيطرف و مرضى الطرفين را براى رسيدگى به شبهات انتخاباتى تعيين نموده بود، هرگز گرفتار بحران عدم مشروعيت كنونى نمى شد. حكومتى كه در آن اقشار وسيعى از مردم و نخبگان ، ناراضى و در فشار باشند قابل دوام نيست . اگر حكومت كردن با اين شيوه و روش و با ايجاد رعب و خفقان و استبداد و سركوب و پر كردن زندانها از نخبگان و آزادى خواهان و گروههاى سياسى مختلف ممكن بود، رژيم شاه توانسته بود حكومت خود را حفظ كند و هنوز پابرجا بود. نظامى كه تحت لواى اسلام بوده و افتخار شيعه بودن را دارد با انجام چنين اعمالى نه تنها در سطح جهان ، بلكه در كشور و در ميان توده ها و جوانان خودمان نيز موجب بدبينى نسبت به اسلام و دين گشته ، و عجز اسلام از تحقق عدالت در جامعه را اعلام مىكند; و متأسفانه تصميم گيرندگان امور بر اين حقيقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسى تملق گويان - كه طبق حديث پيامبر خدا(ص ) بايد خاك بر دهان آنان ريخته شود - دل خوش كرده اند. سلامتى و توفيق جنابعالى را در پيمودن اين راه خطير از خداوند بزرگ مسألت دارم . والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته . 31 شهريور ماه 1388 - 2 شوال 1430 قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
Wednesday, 2 September 2009
شعری از دیوان ا.ن آقا
اهل گرمسارمروزگارم بد نیستچاه نفتی دارمپول گازیسر سوزن عقلیرهبری دارمبهتر از گاو دواندوستانی ،دستشان داغ ودرفشو سخنگویی که همین نزدیکیستلای این شب بوهاگوییا می شاشد پای آن کاج بلنداهل گرمسارمازهمان روزکه خوردم پپسیتوی میدان ولیعصرشدم تهرانی………… ……… ……… ……..اهل گرمسارمپیشه ام حرافیستگاه گاهی قفسی میسازم توی اوینتا به آواز جوانی که در آنزندانیستغم بدبختیتان تازه شودچه خیالی،،،،چه خیالی میدانمهمشون بیجانندخوب میدانمحاصل دولت من بی نانیست………… ……… ……… …من مسلمانمبرسرم هالهءنورجانمازم پرچممهرم زورقصر سجاده منمن وضو باخونمردم پیروجوان میگیرممن نمازم را پی تکبیرةالحرامفقیهپی قدقامت شورای نگهبان خواندمکعبه ام بر لب چاهکعبه ام درتویجمکرانافتادستکعبه من مث یک زندانیمیرود راه براهمیرود بند ببندحجرالاسود منکلهء تاروسیاه اوباماستاهل گرمسارمنسبم شایدبرسدبه یه هندونهءکالی در چیننسب من شایدبه پسر عمه چاوز برسدرهبرم بیخبر از خواب پریدجنّتی زیبا شدمرد بقال از من پرسیدچند مثقال کراک میخواهیمن ازاو پرسیدمرأی مفت سیری چند؟
Monday, 31 August 2009
Sunday, 30 August 2009
عمه جنده لاریجانی ها خوشحال است البته قابل ذکر است که این خانواده همه حرامزاده هستند.!
<div style="direction:rtl;text-align:right">عمه جنده لاریجانی ها خوشحال است البته قابل ذکر است که این خانواده همه حرامزاده هستند.!</div>: "
عمه حاجي از اينكه صادق لاريجاني برادر زادهاش قاضي القضات شده،خوشحال است. مثل روزي كه علي لاريجاني رئيسجمهور نشد. «گوشت گران ميشه همه ميگن رئيسجمهور، گوجه گران ميشه همه... كسي كه رئيسجمهور شد ديگه پدرش پرده نداره» حالاهر بار كه علی لاریجانی به خانه پدريش در پردمه ميآيد،عمه منظربا چادر گل گلي آبي با كمر بسته عصا زنان خودش را به سينه كش جاده خاكي ميرساند و براي رئيس قوه مقننه آغوش ميگشايد. «علي لاريجاني ننه قربون / لباس پاسداري ننه قربون/ ني رئيسجمهور ننه قربون /چند خوشحالي ننه قربون» فاضل،جواد،علي، صادق، و باقر. آنها پنج برادرند و خواهري فاضله. اگرچه منظر خانم70 ساله همه فرزندان برادرش آيتالله العظمي حاج ميرزا هاشم آملی را به يك اندازه دوست دارد اما وقتي از پسرها حرف ميزند، مدام «دكتر علي»، «آقا صادق» و...هربار كه از او بپرسي كدام يك را بيشتر دوست دارد، ميگويد «هر دو» اما ميشود فهميد كه خواهر آيتالله، علي لاريجاني را بيش از همه دوست دارد. وقتي از رئيس قوه مقننه حرف می زند گويي نقل كودكي بازيگوش است «علي عاشق پردمه است»، «علي عاشق آتيش هيزمه» گوشه حياط كنار باغچه كوچك و سرسبز، هيزمها منظم روي هم چیده شده اند«هر وقت كه دكتر علي ميياد، با پاسدارها جلوي خانه آتيش روشن ميكنند و تا نصف شب مينشينند دور آتيش و نوار نوحه گوش ميكنند» با تحكم عصايش را تكان داده و با لهجه مازوني ميگويد كه به پاسدارها ميگم بريد بيرون آتيش روشن كنيد، حياط منو كثيف نكنيد. بعد می خندد. روي ديوار خانه منظر خانم كه فاصلهاش با خانه آيتالله فقط يك كوچه باريك است، عكسهاي قديمي آيتالله ميرزا هاشم آملي در نجف و قم قاب شدهاند و شاگردانش آيتالله حسنزاده آملي و آيتالله جوادي آملي كه امروز از مدرسين و بزرگان به نام حوزه هستند. از ميان پنج برادر فقط يك عكس در كنار عكس آيتاللهها به چشم ميخورد«آقا صادق هفت ساله كه بود وقتي با بچهها توي كوچه بازي ميكرد، مدام ذكر الله اكبر بر لب داشت» عمه وقتي از صادق لاريجاني حرف ميزند از او با احترام ياد ميكند «آخه آقا صادق وصي و جانشين پدرش است» از آخرين باري كه رئيس قوه قضائيه به خانه پدريش در پردمه سر زده نه ماهي ميگذرد، موقع آمدنش عمه منظر براي او هم شعرخوانده و صادق اشك ريخته. «مونا آقا، شبيه آمد/ آقا نما، ش...
"
چرا مسلمین بی اخلاق ترین دینداران هستند ؟
فریاد بی صدا: "خواجه نصیر الدین " دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است : در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟ من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم . خواجه نصیر الدین فرمود : ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است . اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است. من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم , دین ها و آیین ها دیده ام . از "غوتمه ( بودا ) "در خاورزمین تا "مانی ایرانی" در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند . آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد . اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟ در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " اما " و " اگر " دارد . در اسلام تو را می گویند : دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست . غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست . تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
ترابی: آتش زدن و خرابکاری شیوه آدمهای (ا.ن)خودشان است نه اصلاحطلبان
پارلماننیوز: عضو فراکسیون خط امام(ره) در واکنش به اظهارات محمود احمدینژاد در تریبون نمازجمعه گفت:« خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی.»
افشای هویت یک دختر شهید که پس از تجاوز با اسید سوزانده و مخفیانه دفن شد
سعیده پورآقایی (آمایی) دختر جوانی است که اکنون پیکر او در یکی از قبور گمنام قطعه 302 بهشت زهرا دفن شده است. سعیده پورآقایی تنها فرزند جانباز شهید عباس پورآقایی (آمایی) است که در یکی از شبهای پس از کودتا در حالی که به الله اکبر گفتن شبانه بر پشت بام خانهشان در خیابان دولت تهران مشغول بود، از سوی نیروهای لباس شخصی وابسته به بسیج دستگیر شد و پس از 20 روز جنازه او در یکی از سردخانههای جنوب تهران از سوی مادرش شناسایی شد. اما مسئولان ذیربط از تحویل جنازه به مادرش خودداری کردند و حالا پس از هفتهها بیخبری خانوادهاش مطلع شدهاند او به صورت مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا به خاک سپرده شده است...
سعيد مرتضوي از سوي رييس قوه قضاييه به عنوان معاون دادستان کل کشور منصوب شد.
سعيد مرتضوي از سوي رييس قوه قضاييه به عنوان معاون دادستان کل کشور منصوب شد. به گزارش ايرنا به نقل از روابط عمومي و تشريفات قوه قضاييه، آيت اله صادق آملي لاريجاني همچنين در ادامه انتصاب مسولان عالي قضايي غلامحسين اسماعيلي را نيز به عنوان رييس سازمان زندانها و اقدامات تاميني و تربيتي منصوب کرد. اجتمام**1348
سعيد مرتضوي از سوي رييس قوه قضاييه به عنوان معاون دادستان کل کشور منصوب شد.
سعيد مرتضوي از سوي رييس قوه قضاييه به عنوان معاون دادستان کل کشور منصوب شد. به گزارش ايرنا به نقل از روابط عمومي و تشريفات قوه قضاييه، آيت اله صادق آملي لاريجاني همچنين در ادامه انتصاب مسولان عالي قضايي غلامحسين اسماعيلي را نيز به عنوان رييس سازمان زندانها و اقدامات تاميني و تربيتي منصوب کرد. اجتمام**1348
اگر اعتراف نکنی، به فرزندت تجاوز میکنیم
مصاحبهیی که در پیش رو دارید، با یکی از بازداشت شدهگان دو ماه اخیر صورت گرفته است که برای امنیت شخص مصاحبه شونده، نام و مشخصات وی نزد خبرگزاری هرانا محفوظ است. نحوهی بازداشت شما چهگونه بود ؟ من به همراه یکی از دوستانام در راه بازگشت از محلکار به خانه بودیم که در خیابان انقلاب توسط نیروهای لباس شخصی و نیروهای گارد ویژه بازداشت و به پایگاه مقداد منتقل شدیم. در آنجا بیش از ۶۰ نفر همراه با من در بازداشتگاه بودند که بعد از دو ساعت هر چند دقیقه، تعدادی از ما را برای گرفتن مشخصات فردی به اتاق بازجویی میبردند. از همان ابتدا فحاشی به ما شروع شد و با ضربات باتوم ما را تا بازداشتگاه به صورت وحشیانه میزدند، در طول این چند ساعتی که در بازداشتگاه بودیم فقط ما را کتک میزدند. نه غذایی به ما دادند و نه آبی. فقط یک بار ما را بیرون آوردند و اجازه دادند تا از سرویس بهداشتی آب بخوریم و بعد از گذشت کمتر از ۲۴ ساعت به بازداشتگاه کهریزک منتقل شدیم. نوع برخورد در کهریزک با شما چهگونه بود؟ وقتی ما با چشم بند و دست بند به وسیلهی یک خودروی ون از بازداشتگاه مقداد به یک مکان نا مشخص منتقل شدیم (که من در ابتدا فکر میکردم در اوین هستم)، ما را از ون پیاده کردند و از پلهکانی که به زیرزمین میرفت پایین آوردند. وقتی چشمهایام را باز کردم متوجه شدم در کانتینری هستم که فقط یک چراغ ۱۰۰ وات داشت و یک کانال هوا. هفتاد و پنج نفر در یک کانکس جا گرفته بودیم. کمتر از دو ساعت از ورودمان نگذشته بود که برای اولین بازجویی به بیرون از کانتینر منتقل شدم. شیوهی بازجویی چهگونه بود، اجازه داشتید وکیل داشته باشید و اینکه آیا در اولین بازجویی تفهیم اتهام شدید؟ من در آنجا نه تفهیم اتهام شدم و نه اجازه داشتم وکیل داشته باشم. اصلا به فکر این چیزها نبودم، اولین چیزی که میخواستم بدانم این بود که کجا هستم و چرا اینجا هستم. من که کاری نکرده بودم و اگر هم اعتراضی در خیابان کرده بودم "که نکردم" آیا باید با من و امثال من این برخورد را میکردند؟ در جلسهی اول بازجویی من را از راه پله زیر زمین بازداشتگاه بالا بردند و توانستم یک بیابان وسیع را جلوی خودم ببینم اما اجازه نداشتم رو برگردانم و پشت سرم را نگاه کنم. مرا به اطاق بازجویی بردند که روی زمین و با فاصلهی چند ده متری از درب ...
مهدی کروبی: با توقیف روزنامه و فیلتر سایت، ما متوقف نمیشویم ـ
کروبی با اشاره به هجمه ای که به وی به علت نگارش نامهای به هاشمی رفسنجانی شد گفت: " من هیچگاه بدون سند حرف نمیزنم و هرگاه حرفی زدهام تا آخر پای آن ایستادهام و تا جایی که بتوانم از حقوق مردم دفاع میکنم." وی با اشاره به دادگاههای نمایشی که برای فعالان سیاسی برگزار میشود گفت: "در این جلساتی که برگزار شد، این چهرهها میگویند که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته و خارجیها در حوادث پس از آن دخالت داشتند. من نمیدانم که این حرفها در چه شرایطی مطرح میشود، ولی من میخواهم این را بگویم که وقتی فردی از درون زندان و در شرایط خاص میگوید که در انتخابات تقلب نشده اثری در افکار عمومی ندارد." وی خطاب به مسئولان گفت: "شما که مدام میگویید در انتخابات تقلبی نشده و این افراد هم که این را در این شرایط خاص و تحت فشار تکرار میکنند، پس دیگر ترس شما از چیست. اگر شما به گفتههای خود اعتقاد و اطمینان دارید یک برنامهای را در تلویزیون برگزار کنید و استدلال های خود را برای اینکه تقلبی صورت نگرفته بیان کنید و آنگاه از طرف ما هم دو نفر میآیند و استدلالهای خود را مطرح میکنند. شما که معتقدید مردم خود میفهمند اجازه دهید که قضاوت نهایی با مردم باشد." مهدی کروبی سپس اظهار داشت: "شما در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه میشوید که مردم از چه فکر و اندیشهای حمایت میکنند، زیرا مردم به قول شما خودشان میفهمند و درباره آنچه روی داده است داوری میکنند. این فشارهایی که بر فعالان سیاسی و دانشگاهی وارد میشود نشاندهنده ضعف است و ما در برابر این فشارها ایستادگی میکنیم و مصمم و با اراده به راه خود ادامه میدهیم." وی در نهایت خطاب به اعضای شورای مرکزی حزب اعتمادملی گفت: "به مانند همیشه این روزهای سخت نیز میگذرد و دوباره روزنامه و سایت هم فعال خواهند شد. بنابراین شما باید با اراده و مصمم به راه خود ادامه دهید و با برنامهریزی با جدیت به فعالیت تشکیلاتی و حزبی خود بپردازید."
پیام تهدیدآمیز یک مرجع تقلید به لاریجانی: حتی یک زن هم رأی بیاورد کل کابینه را نامشروع اعلام می کنم
جهان نیوز ، وابسته به علیرضا زاکانی نوشت: هر چند موضع اصلی اغلب کارگزاران نظام نسبت به معرفی چند وزیر، مقدم بودن شایستگی زنان در برابر جنسیت آنان می باشد اما با این حال خبرهای رسیده از منابع موثق حکایت از آن دارد که با وجود اینکه فتوای رهبر معظم انقلاب منعی را نسبت به معرفی وزیر زن اعلام نمی دارد اما با این وجود به دولت مردان اعلام شده که دغدغه های مراجع در نظر گرفته شده و تایید آنان نیز برای همراهی با این تصمیم جنجالی اخذ شود. پس از آنکه سایت جهان از نامه و پیغام گلایه آمیز چند مرجع به دلیل معرفی وزیران زن به مجلس خبر داد، این بار مطلع شد که یکی ازمراجع معترض به این موضوع با ارسال پیامی تند و تهدید آمیز خطاب به رئیس مجلس اعلام کرده که در صورتی که حتی یکی از زنان مذکور رای بیاورند تمامی دولت و کابینه را فاقد مشروعیت اعلام خواهد کرد. در همین حال، خبر می رسد که یکی از نمایندگان شاخص مجلس شورای اسلامی به وزیران زن معرفی شده پیشنهاد استعفا را قبل از هر گونه اتفاق ناخوشایندی داده که این زنان اعلام کرده اند که رئیس جمهور از آنان قول ایستادگی تا آخر را گرفته و در صورت رای نیاوردن آنان دوباره چند وزیر زن به مجلس معرفی خواهند شد.
ا.ن آقا، و خواندن نامههای 5 سالهها ـ
آقای ا.ن دقایقی پیش در صحن علنی مجلس در پاسخ به این ادعا که احمدینژاد اهل مشورت نیست، گفت: من یه بچهی 5 ساله برام نامه نوشته بود با همون دستخط پیشدبستانی، و من باهاش مشورت کردم! شما چطور میگید احمدینژاد اهل مشورت نیست؟ همچنین به عنوان نمونهای دیگر، از کودکی سخن گفتند که برای ایشان نقاشی کشیده و قصد داشته به وسیلهی آن احمدینژاد را در حل مشکل ترافیک راهنمایی کند، و در اینباره گفت: من زنگ زدم بهش 20 دقیقه باهاش صحبت کردم که خب؟ شما چی فکر میکنید؟ چطوری باید مشکلات رو حل کنیم؟ پ.ن: هرگونه برداشتی آزاد است.
ا.ن H یادته میگفتی من دروغ گو نیستم چون دروغ گو ترسو هست حالا دیدی هم ترسویی هم دروغگو؟ ـ۰
محافظان احمدی نژاد هم وارد مجلس شدند محمود احمدینژاد در دومین حضور خود در مجلس شورای اسلامی بعد از در دست گرفتن سکان هدایت دولت دهم، باز هم خبرساز شد. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، رئیس دولت دهم در اقدامی که تا پیش از این سابقه نداشت همراه با محافظانش در خانه ملت حاضر شد. حضور احمدینژاد که از ضریب امنیت بالایی برخوردار است همراه با محافظانش اعتراض نمایندگان را برانگیخت به گونهای که اقبال محمدی نماینده مردم مریوان و عضو فراکسیون خط امام(ره) در تذکری به شدت نسبت به این امر اعتراض کرد و از احمدینژاد خواست تا به نمایندگان مردم اعتماد کند و محافظان از صحن علنی مجلس خارج شوند. وی گفت:« اینجا منطقه امنی است و این اطمینان بین مجلس و دولت باید دو طرفه باشد.»
کروبی اولین فراخوان رسمی راهپیمایی معترضان در روز قدس را صادر کرد
در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه میشوید که مردم از چه فکر و اندیشهای حمایت میکنند زیرا مردم به قول شما خودشان میفهمند و درباره آنچه روی داده است داوری میکنند.
مدیر بالاترین! با این بالایارهایت داری به شعور کاربران توهین می کنید
خوب از کجا شروع کنم؟ آهان از پارسال که بالاترین را شناختم. نه! نه! مگر می خواهم زندگینامه تعریف کنم!؟ آهان! از همین چند روزه اخیر شروع می کنم. مدیر بالاترین! چند وقتی است که بالایارهایت خوب حساب کاربری افراد را مسدود می کنند. به دلایلی که اصلا به آن ها مربوط نمی باشد. مثلا به دلیل اعمال نظر شخصی در تیتر. آخه این هم شد دلیل؟ اگر اینطور است ، مثبت منفی را بردارید و به جایش از صبح تا شب بنشینید و مسدود کنید. وقتی لینکی حدود 100 امتیاز می آورد چطور مدیر و یا بالایار بالاترین جرات می کند کاربر لینک دهنده را مسدود کند. این یعنی چه؟ یعنی اینکه شما 100 نفر یه عده بی عقل هستید و ما بریتان تصمیم می گیریم. این دقیقا افکار مصباح است که ما ایرانی ها درصدد ریشه کن کردن این نوع افکار هستیم. مثالی گویا و روشن ؛ کاربر Germany! با سابقه ی حدود 2 سال و نفر اول بالاترین. بنده فکر کنم مشکل چیزه دیگری بوده که بالایار محترم چنین حرکت نسنجیده ای را کرده اند. اگر قرار است ما نظرات شخصی مان را در بالاترین نگوییم که آقا تعطیلش کن! مگر ما اینجا کلفت بالاترین هستیم که برایش خبر تیتر کنیم و او هم از بازدید بالا که از صدقه سری بازدید کنندگان است درآمد کسب کند. نکته اول: اگر حساب بنده پس از این نوشته مسدود شد یعنی بالاترین = دیکتاتوری = کوچ به جایی دیگر! نکته ی دوم: چون بالاترین را دوست دارم این نوشته را لینک کردم وگرنه اصلا قصدم توهین نیست! نکته ی سوم: این نوشته را لینک نکردم تا داغ شود ؛ لینک کردم تا مدیر بالاترین به سرعت به وضع نابسمان بالایارهایش رسیدگی کند! نکته ی چهارم: از هر 25 لینک داغ حداقل دو تا خطاب به بالاترین است و این مایه ی تاسف است! نکته ی پنجم: به هیچ وجه در این نوشته به کسی توهین نکرده و تهمت نزده ام.
Monday, 24 August 2009
Sunday, 23 August 2009
بنی صدر: آقای کروبی، همين حالا تمام حقيقت را بگوييد!
سؤال: آقای بنی صدر، اين روزها افشاگری ها در مورد شکنجه و تجاوز در زندانهای نظام توسط "خودی ها" روزمره شده اند. چنين تصور می شود که اين جرائم تازگی داشته باشند. نظر شما در اين مورد چيست؟ -عرض کنم به شما اين روزها اونهايی که نمی خواهند اين جنبش جهتی رو بگيره که تغيير اساسی به وجود بياد، اون دوران اول انقلاب رو سانسور می کنند، اصلاً مثل اينکه وجود نداشت. مثل اينکه در اون ده سال اون نه شهريور شصت و هفت بود و نه اعدام چند هزارنفر در سه شب. نه اعدامهای سال شصت بود نه آن شکنجه های سبعانه در طول اين مدت. نه افشا شدن اون جنايت ها در دوران اول انقلاب. شکنجه درست از فردای استقرار رژيم جديد شروع شد. به شورای انقلاب گزارش شد که شکنجه در زندانها هست. به اتفاق آقايان طالقانی و مهندس سحابی رفتيم به زندان قصر. اين آقای گيلانی سرپرست بازجويان بود. يکی از اون بازجويآن بالاخره ناچاز شد واقعيت رو بگه. به ما گفت که من سپهبد برنجيان رو 35 ساعت بی خوابی دادم تا از او اعتراف بگيرم. من گريه ام گرفت، گفتم تو اين همه به خودت مشقت دادی تا از اون انسانی که بودی يک شکنجه گر بسازی؟ ما می خواستيم اين دولت عدل بشود نه شکنجه گر. رژيم شاه رو که نمی خواستيم تکرار کنيم... آقای خمينی هيأت معين کرد برای رسيدگی به شايعهء شکنجه. و به اونها مأموريت داده شد که بروند بگويند شکنجه ای نيست با وجود اينکه 400 عکس از شکنجه شدگان بود با وجود اينکه چندين نفر شهادت داده بودند هيأت منکر شکنجه شد. بعد آقای منتظری به آقای خمينی نامه نوشت و بازهم از شکنجه ها و تجاوز به زنان و دختران گفت. پس اين يک امر استمراری بوده در رژيم و اين جزو لايتجزای استبداد است. جالا اين استبداد چه عنوان دينی به خودش بدهد چه ندهد. اين همان روشهايی اسات که استالين هم به کار می برد، هيتلر هم به کار می برد. حالا اين آقای کروبی اومده و اين شکنجه ها رو افشا کرده... بعد هم می گويد اگر دست از هتاکی به من برنداريد بدتر می کنم. اگر ندارد آقای کروبی. شما قبلاً رئيس مجلس بودی، اون شکنجه ها رو فيلم کردن (همسر سعيد امامی) مانع از اون شدی که نمايندگان اون رو ببينند. حالا هم می گی اگر... اگر ندارد! شما علمتون واجب است بر شما که اضحار کنيد. آمد و شب خوابيديد و صبح زنده بر نخاستيد. چرا بايد قربانی های اين جنايت ها بی نام و نشان بمانند و معلوم نشود چه بر آنه...
Subscribe to:
Posts (Atom)















